محمد مهدى ملايرى
84
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
موانيذ از اصطلاحات ديوان خراج و به معنى خراج پسافتاده است كه امروز آن را بقاياى مالياتى گويند . « 1 » موانيذ يا موانيد جمع عربى از كلمهء فارسى مانده است كه ظاهرا پيش از برگرداندن ديوان خراج به عربى در زبان عربى راهيافته بود است . « 2 » مرحوم دهخدا آن را جمع مانيد فارسى دانسته ، و چون مانيد در عربى هميشه به صورت جمع به كار رفته شايد نتوان بهطور قطع گفت كه مفرد آن مانده است يا مانيد هرچند مانيد هم در بعضى معانى آن به معنى مانده و كار ناكرده آمده است . كلمهء موانيد بعدها در ديوانهاى فارسى نيز به همين صيغه عربى آن به كار رفت . در ترجمهء تاريخ قم آمده است : « پس رشيدنامه نوشت . . . در طلب كردن بقاياى سالهاى گذشته از خراج و بقايا ، كه به اصطلاح ايشان موانيد گفتهاند » . « 3 »
--> در تفسير كلمهء فيوج در اين عبارت صاحب « ان مخاطبات مولانا تتابعت على ايدى رسل متقاطرين و فيوج متظاهرين » آمده است ، « جمع فيج به معنى فوج » و اين درست نيست ؛ فوج به معنى گروهى از مردم يا سپاهيان است و فيج چنان كه گفته شد معرب پيك و به معنى پيك و قاصد است . ( 1 ) . در كتاب التاج جاحظ دربارهء هديهء نوروز و آنچه هر طبقهاى به اين مناسبت به ديوان مىفرستاده ، آمده است : « و ان كان من عمّال الملك ، و كانت عليه موانيذ للسنّة الماضية ، جمعها و جعلها فى بدر حرير صينىّ و شريحات فضة و خيوط ابريشم و خواتيم عنبر ثم و جهها » يعنى اگر هديهكننده از كارگزاران شاه است و از سال گذشته ماليات پسافتادهاى بر عهده او هست آن را جمع كند و آنها را در كيسههايى از حرير چينى و شرّابههاى نقرهاى با ريسمانهاى ابريشمى ببندد و با عنبر آنها را مهر كند و بفرستد ( التاج ص 147 ) . ( 2 ) . اين كلمه در قصيدهاى كه فرزدق در ستايش عمر بن هبيرة الفزارى عامل عراق سروده به صورتى آمده كه گويى در اين زبان سابقهاى طولانى داشته و كاملا مأنوس است . خراج موانيذ عليهم كثيرة * تشدّلها ايديهم بالعوايق ( ديوان فرزدق ، چاپ بوشه ، پاريس ، 1870 ، ص 238 ) اين بيت را جواليقى به عنوان شاهد براى معنى موانيد كه آن را بقايا معنى كرده و گفته كه معرب است آورده ( المعرّب من الكلام الاعجمى ، طبع ليپزيك ، ص 143 ) . ( 3 ) . ترجمهء تاريخ قم ، ص 29 . نيز نك : لغتنامهء دهخدا در موانيد و مانيد .